هر چی دلم بخواد می نویسم
هرچند زخم عمیق از کوه
خورده است باد........
.jpg)
گاهی اوقات سکوت می تواند آخرین حرف باشد
پس سکوت می کنم
این آخرین حرف امروز من بود.............
آسمون مال من،
ابراش مال تو
دریا مال من،موجاش مال تو
ماه مال من،کسوف مال تو
خورشید مال من،خسوف مال تو...
خدا خندید و گفت :
تو انسان باش ،همه دنیا مال تو
منهم مال تو!
زندگی را ساده کرد
عشق را تقسیم کرد لای هر گلبرگ گل ، تا به هر کس که کلامی دارد ، جنس نور مهتاب ، بدهی یک شاخه
کاش میشد روز میلاد تو را تکثیر کرد
لای تقویم زمان هر هفته
تا به شوق قدمت ، چلچله ها، صبح پاییز مرا غرق تمنای بهاری سازند
کاش میشد از بلور اشک ها خط پایان جدایی را ساخت
با تولد نو شد و به یمن این روز تا ابد با گل ریحان خندید
هر چه باشی خوب است ، گر پذیرای وجودت باشی
روز میلاد تو باید که مبارک باشد
مثل میلاد گل اندیشه
روی سنگ فرش بدون گل ذهن
پیله ات را بگشا، تا بدانی اینجا، مقصد پایان نیست
صد تولد باید
تا رسیدن به بلندای بهشت
دلم نو شدن مي خواد
يه تولد واقعي
اين پيله ها رو ديگه دوست ندارم
دلم پروانه شدن مي خواد
يه بغض،يه احساس
و فقط اين شعر..........
بر خاک ِ جدي ايستادم ...
بر خاکِ جدی ایستادم
و خاک، بهسانِ یقینی
استوار بود.
به ستاره شک کردم
و ستاره در اشکِ شکِ من درخشید.
و آنگاه به خورشید شک کردم که ستارگان را
همچون کنیزکانِ سپیدرویی
در حرمخانهی پُرجلالش نهان میکرد.
□
دیوارها زندان را محدود میکند،
دیوارها زندان را محدودتر نمیکند.
میانِ دو زندان
درگاهِ خانهی تو آستانهی آزادیست،
لیکن در آستانه
تو را
به قبولِ یکی از این دو
از خود اختیاری نیست.

که چیزی نمانده
به آخر خط
که خطی نیست
جز باور گیجی
از یک ادامه ی ناپیدا
و نشاندن عکسی
بر طاقچه های
ابدیت
حال که مرگ
ناخواسته
هر روز قدمی به سوی ما می آید
باید که خواسته
قدمی به سوی دانایی رفت
و معجزه را
تفسیر کرد
در هوش نگاهی
که با قطره ای آب
به بیکرانه ی دریا می رسد
و از سنگریزه ای
بر بلندای کوهی
به معراج می رود
ناهيد عباسي

زنگهای خوشبختی
خاموش می شود
در واژگونی بخت
تا به رقص برخیزم
و کودکانه
گوش به زنگوله ی فرداها بسپارم

گم کرده ام در هياهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اولين حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم بر ايوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانی ام"

عيد؟
سال نو ،سال جديد. روزهاي جديد ،لحظه هاي جديد براي ساختن، براي بودن
لحظه هايي كه مثل سال 89 و سال هاي ديگه قرار زود بگذره و تموم بشه و ما دوباره برا سال 91 خودمون و اماده كنيم و به هم تبريك بگيم
وقتي يه سال جديد شروع ميشه فكر مي كنيم چقدر زمان داريم
1سال
12 ماه.....
ولي وقتي به اين 1 سال گذشته فكر مي كنيم ميبينيم چقدر زود گذشت
هر چي بود و هر چي كه هست هميشه خوب بايد زندگي كرد
هر روز و هر لحظه فرصتي برا نو شدن هستش.
براي جبران اشتباه.برا ساختن زيبايي ها.براي با هم بودن ها،براي پيشرفت و ...........
داريم به سال 1390 نزديك ميشم ،سال نو و دهه ي جديد
امروز داشتم به سال 89 فكر مي كردم،به اينكه سال 89 چه اتفاقايي افتاد، چه كارايي انجام دادم كه ازش راضي بودم ، و چه اشتباهاتي كه جبران كردم يا جايي برا جبران نذاشتم
ولي آخر تمام فكرهام از ته دل از خدايي كه هر لحظه كنارم بود تشكر كردم
تو لحظه لحظه هاي اين سال تنهام نذاشته بود.كنارم بود
با من بود.و امسال بيشتر از سال هاي قبل از خودم و كارايي كه كردم راضي بودم
و تمام سعي خودم و مي كنم تا اين سال جديد بيشتر و بيشتر از سال هاي گذشته موفق و سربلند باشم
و برا تمام دوستاي عزيزم آرزوي بهترين ها و بزرگترين موفقيت ها رو دارم
اميد وارم اين سال برا همگي بهترين باشه

وز هزاران جرم و بد فعلي يكي
من همي آن دانم و ستار من
جرم ها و زشتي كردار من
هر چه كردم جمله ناكرده گرفت
طاعت ناورده آورده گرفت
دوزخي بودم ببخشيدم بهشت
عفو كرد آن جملگي جرم و گناه
شد سفيد آن نامه و روي سياه
آه كردم چون رسن شد آه من
گشت آويزان رسن در چاه من
آن رسن بگرفتم و بيرون شدم
شاد و زفت وفربه و گلگون شدم
در بن چاهي همي بودم نگون
در دو عالم هم نمي گنجم كنون
آفرين ها بر تو بادا اي خدا
ناگهان كردي مرا از غم جدا
گر سر هر موي من گردد زبان
شكرهاي من نيايد بر زبان

| Design By : Night Melody |
